محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
41
اكسير اعظم ( فارسى )
جوش داده در دهن گرفتن نيز نفع كند بعده به تدريج محللات منضجه اختيار كنند از سيلان ادويه قويه از آن به سوى جوف احتياط نمايند . و ايضاً تدريج به استفراغ از نفس عضو به ارسال علق بر لثه يا فصد رگ زير زبان يا حجامت به شرط زير كله نمايند . و اگر درد اشتداد كند بر بيخ دندان عاقرقرحا مع كافور بچسبانند . و اگر شدت درد ازدياد پذيرد اكثر به استعمال افيون به روغن گل حاجت افتد هر قدر كه از آن خلاصى يابند ترك او اولى بود بلكه واجب است كه به انضاج مشغول شوند . و اگر سبب در نفس دندان يا در عصبه بود و از ماده نبود بلكه در سوء مزاج ساده باشد بدانچه ضد او بود از ادويه دندان علاج نمايند پس اگر سوء مزاج و ضعفا او حار باشد به روغن بارد المزاج نيمگرم نموده مضمضه نمايند بعده آن را بارد بالفعل استعمال كنند . و اگر سبب سوء مزاج او بارد باشد بدل او روغنهاى گرم مثل روغن ناردين و روغن بان استعمال نمايند و زردى بيضه مشوى گرم گرم يا نان گرم زير دندان گيرند كه اين هر دو تدبير هر دو سوء مزاج حار و بارد نفع مىكند اگر سوء مزاج مع ماده حار يا غليظ يا كثير باشد به حسب آن تنقيه كنند . واجب است كه در اين همه اول ابتدا نمايند بدانچه بارد و رادع باش اگرچه اين در ماده حار زياده بايد و در غليظ اندكى و از اشيا قوى الروع و خصوصاً در مواد بارد شب سوخته در سركه سرد كرده به مثل او نمكست كه باريك ساخته استعمال نمايند بعد از آن مضمضه به شراب كنند و از آنچه صلاحيت ردع دارد مازو به سركه است پس اگر ماده حار باشد بعصارات مبرده علاج كنند و تدبير تعديل او نمايند . و اگر اين فائده نكند تدبير تحليل ماده يا تخدير او نمايند . و اگر ماده كثير يا غليظ باشد بعد از علاج زمانه ابتدا كه مذكور شد ايضاً تدبير تحليل نمايند و اولى آن است كه در مضمضه با سركه روغن گل نيز باشد چه بسيار باشد كه سركه رطوبات اصليه را بعد فصول جذب كند . و گاهى احتياج جمع ادويه قابض به مجللات افتد زيرا كه عضو يابس است . [ ادويه محلله ] و ادويه محلله مستعمله در اوجاع اسنان كه محتاج به تحليل باشد بعضى از آن مضمضات است و در جميع آن واجب است كه مدت طويل در دهن بگيرند و آن مثل سركه است كه در آن سلخ الحيه جوشانيده باشند يا سركه لكه در آن حنظل پخته باشند و آن قوى و بسيار نافع است . و اگر سردى ظاهر باشد به شراب بپزند يا زرنباد يا عاقرقرحا يا حلتيت مع خردل يا پوست كبر يا پوست صنوبر يا پودينه يا برگ دلب يا جعده و پوست او به سركه يا آب پخته و همچنين برگ غار و شليم و كذا چوب ثوم مع عاقرقرحا يا سركه كه در آن كندش باشه يا عاقرقرحا و كزمازج در سركه يا مرزنجوش خشك يا بيخ قنار الحمار يا عصاره او در سركه يا مع خردل هر دو مطبوخ در سركه يا كبيكج مطبوخ در سركه براى وجع ضربانى مازوى خام به سركه جوشانيده يا شاخ گوزن مطبوخ در سركه عنصلى يا سوده در سكنجبين آميخته و بعضى از آن غراغرات است به مثل آنكه در مضمضات مذكور شد و همچنين مويز جبلى و ثوم در آب جوشانيده غرغره كنند و دهن گشاده دارند تا لعاب كثير سائل شود . و بعضى از آن مضوغات است كه از ادويه مذكوره خذ كنند و مثل او است كه پودينه جبلى و عاقرقرحا و فلفل سفيد و مردر گوشت مويز سرشته بندقه سازند و يكى از آن بخايند . و بعضى از آن لطوخات و اطليه و مصوقات و اضمده است كه از ادويه محلله معروفه بگيرند و به مثل عسل يا قطران جمع كنند يا شىء محلول در آب يا در آب فقط بسرشند يا بگيرند كرنب و حضض و طلا كنند يا براى ضربان خردل مسحوق بگيرند و بر بيخ دندان نهند و آنچه مجرب است اين است كه بگيرند مغز تخم شفتالو و نصف او فلف سائيده و به قطران سرشته بر دندان مالند يا بر آن لصوق سازند يا تبرياق تنها لطوخ سازند يا حلتيت تنها يا سحرنيبا يا ارسيطخان باسورطيخان يا شونيز سوده بزرت سرشته لطوخ كنند . و ايضاً از مجربات ما نيست كه فلفل و عاقرقرحا و زنجبيل و مويزج هر واحد يك جزو بوره ارمنى يك و نيم جزو باريك سائيده بر دندان و لثه بمالند كه شديد النفع است و گاهى بر كله به مثل خطمى و بابونه و شبت و حلبه و بزر كتان به طبيخ شبت يا روغن او ضماد كرده مىشود . و جالينوس گفته كه جگر سام ابرص چون بر دندان موجع تآكل نهند و وجع او ساكن شود . و بعضى از آن كمادات است از خارج و واجب است كه يا قبل از طعام به دو ساعت يا بعد از چهار ساعت استعمال كما و نمايند و اين محتاج اليه براى شدت وجع است به مثل نمك و جاورس يا به زيت گرم يا بموم گداخته تكميد كنند و گاهى كله را تكميد بعد تكميد ميكنند تا كه ماده به سوى او منجذب گردد و هرگاه ورم كند درد ساكن شود و خصوصاً چون دندان را به روغن جوش كرده در اين وقت داغ نهند . و بعضى از آن كاويات است و تدبير داغ چنان كنند كه زيت را به بعض ادويه محلله مذكوره يا تنها جوش دهند و مثل گرم كرده در آن زيت فرو برده و در جوف انبوبه كه بر دندان دردناك نهاده باشند درآورده داغ دهند و گاهى بر حوالى دندان دردناك موم يا خمير آرد يا چيزى ديگر ميچسبانند . و گاهى در داغ كردن به سوراخ دندان از برمه باريك حاجت افتد تا در آن قوت كاويه نافذ شود و هرگاه از معالجات فائده نشود دندان را بميل گرم كرده به مرات داغ دهند حتى كه در داغ او مبالغه كنند و درد ساكن شود و دندان بشكند و بعضى از آن دلوكات است از آنچه مذكور شد بسازند و زنجبيل به عسل و لوك جيد است . و ايضاً سركه و نمك مع شحم حنظل و عاقرقرحا است و بعضى از آن دخن و بخورات است و بهتر آن است كه در انبويه گيرند و گاهى از محللان مثل عروق حنظل و تخم او با خردل يا عاقرقرحا يا برگ آس يا جعد و يا برگ سداب ميگيرند و بعضى از آن سعوطات